سفارش تبلیغ
صبا ویژن
طمع کشاننده به هلاکت است و نارهاننده ، و ضامنى است حق ضمانت نگزارنده ، و بسا نوشنده که گلویش بگیرد و پیش از سیراب شدن بمیرد ، و ارزش چیزى که بر سر آن همچشمى کنند هر چند بیشتر بود مصیبت از دست دادنش بزرگتر بود ، و آرزوها دیده بصیرت را کور سازد و بخت سوى آن کس که در پى آن نبود تازد . [نهج البلاغه]
شقایق
 

 
 
از: شقایق  ::  86/11/6 ::  4:5 عصر

امروز داشتم به خودم فکر می کردم که گاهی چیزی که یک زمانی برام آرزوی بزرگی بوده الان دارمش بدون اینکه حتی یادم باشه این آرزوی دیرینه خودم بوده و حالا ازش ناراضی ام.

مثلا قبلا آرزو می کردم دانشگاه قبول شم. مهندس بشم. برم سر کار.

اما الان همش نق میزنم این چه شهری بود مرده شور ببره این دانشگاه رو. این رشته چی بود من رفتم خوندم عمرم را تباه کردم. این چه کاریه حقوقم کمه.اینها چه همکارایین.

ولی همیشه به این فکر می کنم که یه روزی حسرت این روزای جوونی را می خورم و به کارهایی که می تونستم بکنم و نکردم.


  نظرات شما()


 
لیست کل یادداشت های این وبلاگ

خانه |شناسنامه|ایمیل
وبلاگ من
 
 
 
 
 
 
شقایق
شقایق
یه دختر پارسی که به ایرانی بودنش افتخار می کنه
 
شقایق
 


 
جک و اس ام اس
 
آرشیو